سالهاست که مرده ام

 

التهاب عشق

درونم را میسوزاند

و برونم را سرخ میکند

سرخ رویی را رسوایی نمیدانم

لیک برای عشق دیر است

باید زنده بود تا عاشق شد

دیر بازیست که مرده ام

و خود نمیدانم!

.