هان؟؟
خیلی در تعجب هستم که چطور این همه پیشرفت علم و فناوری در دنیا نتوانسته راه حلی برای غصه خوردن آدم ها پیدا کند.
آدمها هیچ وقت قابل پیشبینی نبوده اند. حتا کسل کننده ترین و قابل پیشبینی ترین آدمها هم در مواقع خاصی دست به کارهایی میزنند که کاملا غیر قابل پیشبینی و عجیب هستند. وقتی که این اقدامات بدون دلیل مناسبی همراه باشد، فقط باعث تعجب اطرافیان میشود. ولی وقتی که آدم اطمینان دارد که علتی برای یک رفتار یا یک واکنش (یا شاید یک کنش!) وجود دارد ولی این علت بیان نمیشود، به شدت در حالتی مابین کنجکاوی، حماقت و ناباوری گرفتار میشود که هیچ راه حل مناسبی برای آن وجود ندارد.
برای آدمی مثل من که فکر میکند احترام گذاشتن به حقوق دیگران یعنی پذیرفتن خواسته های آنها به هر قیمتی، خیلی سخت تر است که از چنین شرایطی خلاص شود، چون فرو ریختن یک پل باعث قطع ارتباط فیزیکی مابین دو نقطه ذاتا غیر قابل دسترس میشود و وقتی دسترسی وجود نداشته باشد ...
دجاوو را هنوز از اولین برخورد به یاد دارم