بنال از نالیدن!
از چه مینالیم!
با این همه تبحر در حرفه نا آدمی
تقریبا هیچ کس بیکار نمانده است. آن هم با مزایایی که تا یک همر کفایت زنده بودن را خواهد کرد.
ناراستی به پاکی همه راستی ها نیشخند می زند.
نگاه های هرزه از هر نگاهی پاکتر جلوه میکنند.
غریو قلبهای هوسباز اوج را هم لرزانده است.
کلام نارفیقان کفپوش همه رفاقتها شده است.
براستی این همه پیشرفت و ترقی
جسم و روحی آهنین می طلبد!
پس پیش به سوی رنگ زدگی که با کثرت این همه رنگهای رنگین تر از رنگین کمان رنگش گوش فلک را کر کرده است!
و افسوس که دیگر حافظ را نمی توان گفت :
از صدای سخن عشق دیده ام خوشتر...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۴ ساعت 23:16 توسط سیامک
|
دجاوو را هنوز از اولین برخورد به یاد دارم