نگاهم کن، نگاهم کن

به این جسم ضعیف من

که این من نیست و نیستش باد

در این دوار بیهوده

رهایم کن، رهایم کن

رهایم کن که این من نیست

همی هر دم رهایم کن 

از این هرآنچه بیهوده

در این گنبد هرزه

که در هر دم نگون گشته

هیچ نیست راه بازگشتی

به هر سو میروی هر دم

رهایم کن، رهایم کن

ای یار تنهای من

که این من نیست و نیستش باد

به هر سو، هر جهت، هر بار

نمیدانم که این بازی

تمامی دارد به چه راهی

که آزاد شود هر نفسی

که اسیرست در این فانی

رهایم کن، رهایم کن

که این من نیست

نبودست و نمی خواهد

در این دوار بیهوده...



پ.ن: شاید ایراد از من باشد که تا به حال نگفته ام که به کار بردن نوشته های من بدون ذکر نام  و منبع صحیح نیست و از این کار راضی نیستم. ولیکن ماهی را هر موقع که از آب بگیری تازه است! از امروز به بعد به کار بردن نوشته های من بدون "ذکر نام و منبع آن به طور روشن و واضح" مجاز نیست. البته متخلفین در این دنیا مورد پیگرد قانونی قرار نمیگیرند، ولی...