خود باوری در زندگی مساله بسیار مهمی است. من معتقد هستم که تنها فاکتور مهم در موفقیت در کارها خودباوری است. مثلا ورزشکارانی که در شرایط برابر بدنی با ورزشکاران دیگر هستند، فقط در صورتی که در خودباوری برتری داشته باشند میتوانند موفقیت کسب کنند.
این مساله تا جایی پیش میرود که آدم گاهی اوقات کارهای خارق العاده ای میبیند که به جز به سبب خودباوری افراطی نمیتواند علت دیگری داشته باشد. نمونه این کارهای خارق العاده را به وفور در بین هم قاره ای های عزیز هندی میبینیم.

هنرمندان هم جزو آن دسته از افرادی هستند که وقتی به خودباوری لازم برسند هنرشان بهتر درک میشود. مثلا هنرمندی که خیلی شکسته نفسی میکند و خودش را دست پایین فرض میکند اکثرا از طرف دیگران هم در سطح پایین تری نسبت به واقعیت خودش قرار میگیرد. ولی هنرمندی که هنرمند بودن خود را باور میکند طبیعتا بهتر میتواند از هنرش دفاع کند.

ولی وای به حال من که این روزها درگیر افرادی شده ام که ادعایشان در هنرمند بودن از ادعای خدا برای خدا بودن بیشتر است! (این ادعا به خودی خود ایجاد مشکل نمیکند) ولی متاسفانه به اعتقاد بنده گربه همسایه ما به مراتب هنرمند تر از دوستانیست که ذکرشان رفت.
نمیدانم به چه زبانی باید این مساله را به کسی گفت، بدون اینکه یا آدم را مضروب نکند و یا اینکه خود زنی نکند! آیا راه حلی به نظر شما میرسد؟؟