مرده ای هستم متحرک!

التهاب عشق
درونم را میسوزاند
و برونم را سرخ میکند
سرخ رویی را رسوایی نمیدانم
لیک برای عشق دیر است
باید زنده بود تا عاشق شد
دیر بازیست که مرده ام
و خود نمیدانم!
.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۸۵ ساعت 17:16 توسط سیامک
|



دجاوو را هنوز از اولین برخورد به یاد دارم