مرده ای هستم متحرک!

سالهاست که مرده ام

 

التهاب عشق

درونم را میسوزاند

و برونم را سرخ میکند

سرخ رویی را رسوایی نمیدانم

لیک برای عشق دیر است

باید زنده بود تا عاشق شد

دیر بازیست که مرده ام

و خود نمیدانم!

.

 

یکی میشویم

گناهیست نا نوشته

که همه ما دچارش هستیم

و آن زندگیست

که در ما ریشه میدواند

و دور ما تار میتند

و ما را میمکد

و هیچ باقی نمی گذارد

جز دنیا!

 

 دنیا گناهیست نا نوشته

 

و اين زندگي به سان آتشي ملتهب

در درون من ميسوزد

و از سوختنش

زندگي جاري ميشود

زندگي زيباست

اگر آن را زيبا پنداري

و بايد نگريزي

و بماني

که سبز شوي

و من تو را آب خواهم داد

و تو را هرس خواهم کرد

تا که در من ريشه بدواني

و درون مرا در بر گيري

و چون رشد کردي

ما يکي شويم

و زيبا ميشويم

...

زندگی زیباست اگر آن را زیبا پنداری

حالت چطوره؟؟

 

خوش حال کسی است که به علل پنهان هر چیز پی میبرد

پنهان بودن به معنی دیده نشدن نیست

.