
همیشه چهار صفت مورد تنفر من بودن، و تصور می کنم تمام مشکلات شخصی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی از این چهار صفت ناشی میشن. و نکته جالب اینه که وقتی به رفتار و کردار خودم و تمام کسایی که می شناسم دقت می کنم، می بینم که مخلوطی از این صفات در وجود همه وجود داره!
حسادت، دروغ، تردید، سوء استفاده
حسادت:
چیزی را می خواهی که نمی توانی داشته باشی.
چیزی را می خواهی که متعلق به تو نیست.
حرفهایی میزنی که دوست داری مال تو باشند.
دوست داری کسی را که از تو بیشتر میداند بکشی!
نمی توانی بر روی کسی تاثیر گذار باشی.
نمی توانی کسی را کنترل کنی!
نمی توانی افکار کسی را به نفع خودت دستکاری کنی!
دیگران نمی توانند درک کنند چگونه به هستی می نگری.
دروغ:
فکری رو که مال خودت نیست، به نام خودت ارائه می دهی!
حقیقت را آنگونه که دوست داری باشد تغییر می دهی.
خودت را خوب و بیگناه نشان می دهی!
چیزهایی را که متعلق به خودت نیست از آن خودت می دانی.
برای زندگی ات پی محکمی می ریزی! ولی نمی دانی که ریختن پی در کوهپایه دیوانگی محض است!
تردید:
نمی دانی به چه می اندیشی.
نمی دانی چه میکنی.
نمی دانی چه باید بکنی.
نمی دانی از کدام راه بروی.
نمی دانی کدام گزینه را انتخاب کنی.
قدرت تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری از تو گرفته شده،
ولی این را خودت خواسته ای.
نمی توانی فرق خوب یا بد را درک کنی!
دچار سر در گمی شده ای!
سوء استفاده:
از کسی کاری را می خواهی، وقتی کارت رو انجام داد، لطفش رو نادیده می گیری!
به کسی می گویی که دوستش داری، وقتی احساسات و نیرویش را برایت صرف کرد، رهایش می کنی!
همه را مثل لقمه ای برای بلعیدن تصور می کنی!
وقتی به گذشته نگاه می کنی می بینی که می توانستی دوستان زیادی داشته باشی، که الان مثل پرتقال گندیده به تو نگاه می کنن!
پ.ن: این پست نه در مورد من هست نه در مورد کس خاصی! کلی و بدون غرض! لطفا منو محکوم نکنید!