تبليغاتX
..:: Dejavu ..... دجاوو ::..
دجاوو
آزاد زندگی کنید
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
روح و جانم همنوا با توست

در پس تمام اشك ها و خنده ها

غم ها و شادی هايم

لذتی ابدی نهفته است

تمام مهربانی دست های آهنگينم

فقط برای نواختن توست

می نوازم

مستت می كنم



ترانه روح و جانم،

با ضرب آهنگ هستی تو هم نواست

لحظه به لحظه

سطر به سطر

...

+ نوشته شده توسط سیامک در 16:46 .
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
دوستيم را درياب

تمام آسمان ها و ستاره ها

شاهد بودند، كه من

در بين تمامي خورشيدهاي عالم

فقط به دنبال تو بودم

تمام قلبها گواهي مي دهند كه من

در هيچ كدامشان جائي ندارم

تنها يك قلب باقي مانده

بايد گواهي دهد...

سرد است، سرد

اي كاش مي توانستم

باقي وجودم را آشكار سازم

عريان، آنگونه كه هست

سرشار از لذت و شادي عشقت...




اينچنين نشسته ام

متين و آرام

ولي درياي خروشاني در دلم است

درياي خروشان و ويرانگر قلب من

در كنار ظرفيت عظيم آدميت تو

جويباري بيش نيست.

جويبار را به تو ميدهم

تا شايد پيكي بنوشي...

+ نوشته شده توسط سیامک در 13:32 .
جمعه نوزدهم بهمن 1386
شغل: عاشق نشو

جادوئیست در دل من

که صبح گاهان

مرا به ژرفنای خویش میمکد

و دستانم را به جانش آلوده میکند

قلبم را مینگرم

پر از دردیست که ظالمانه

جای محبت را حرام کرده

خداوندا

دیدگانم را به عشق میسپارم

که نجات یابم

+ نوشته شده توسط سیامک در 0:0 .
جمعه دوازدهم بهمن 1386
فکر مسموم دل آزار

در اين شب سياه

و در ميان تاريكي

نشسته ام

و به لحظه آخر مي‌انديشم

پيش از اينكه سرم را برگردانم

تيزي نگاه و خيسي گونه هايت

گواه قلبي عاشق

و زبان گزنده ات

گوياي فكري مسموم را ميداد

سهم من از وجود تو

لحظه جدايي بود

كه خود آن را آفريدي...




پ.ن: براي اولين بار  قصد كردم از سياست سانسور استفاده بهينه كنم. مطمئنا نهايت تلاشم رو ميكنم كه نظرات چرت و پرت و قضاوتهاي سبكسرانه رو پاك كنم! حالا خود دانيد.

پ.ن: به زودي كوچي بزرگ صورت ميگيرد.

+ نوشته شده توسط سیامک در 0:0 .
Dejavu
Dejavu