حجم سنگيني از سکوت ابر ها
بالاي سرم در آسمان آبي در حرکتند
و سايه اي ناخواسته بر من افکنده اند
ولي من شکايتي ندارم
سالهاست بر روي زمين دراز کشيده ام
روزهاي سخت, روزهاي سرد, روزهاي سنگين و ...
به ياد تو هستم, خواهم ماند تا بيايي, بدون حتا کلمه اي از اعتراض و شکايت
...
در روزهاي سخت، سرد و سنگين
.
روزي فرا خواهد رسيد
كاري خواهم كرد كارستان
شمعها را با بوسه نوراني ميكنم
و آتشها را با محبت مينشانم
روزي فرا خواهد رسيد
كاري خواهم كرد كارستان
عاشق هر كوي و برزن ميشوم
و هر دري را با كليد مهر باز خواهم كرد

اين منم
هم ره و همراه هستي گل سرخ
و برادر خورشيد و فرزند اهورا مزدا...